دیروز عصبانی شدم، امروز دلم گرفت.
دیروز نوشته شادی صدر را خواندم: «چه فرقی است بین امامجمعه تهران و سایر مردان ایرانی؟» متنی پر از خشم که دفاع نادرستی می کند از مشکلی که به راستی وجود دارد و بسیاری را سالهاست که آزار می دهد. و شاید همان درد و همان آزارهاست که نگذاشت متن را ساده بخوانم و بگذرم. اما اینطور یک جانبه قضاوت کردن، اینطور تعمیم دادن به همه مردان، نوشتن اینکه «به من نگویید که میتوان در ایران پسری تازه به سن بلوغ رسیده بود و بزرگ و بالغ شد، بی آنکه به زنان متلک گفت؛ بیاغراق، این بخشی از روند بزرگشدن برای مردان در ایران است. تجربهای که بدون آن، مرد ایرانی، مرد نمیشود.»، نه مرهمی بر آن درد است و نه علاجی بر این بیماری. دیروز با خواندن این نوشته خشمگین شدم، چون می دانستم دفاع نادرست از یک مسئله، مشکل را دو چندان می کند، آن هم زمانی که این سخنان را نه از کوی و برزن، که از فعالان حقوق زنان بشنوی.
امروز اما بسیار دلتنگ شدم وقتی دیدم چه غوغایی در دنیای مجازیمان در گرفته است. همه فریادها به آسمان است، همه یکدیگر را متهم می کنند، زنان مردان را، مردان زنان را. به همه توهین شده است. وای که ما مردمان چه قهاریم در مظلوم نمایی و انگشت اتهام را به سوی دیگران اشاره گرفتن. چه خوشمان می آید انگار که بلوا به پا کنیم. چه بی انصافیم در قضاوتهایمان آنجا که پای خودمان در میان باشد و چه یک تنه به قاضی می رویم و پیروز باز می گردیم. چه سیاه و سفیدی است دنیای ما و چه پیکاری است بین حق و باطل مطلق ما و ما همه چه خشمگینیم!
از حق نگذریم. نوشته های زیادی هم خواندم که درست و منطقی و آرام و دوستانه بود و آدم را نمی ترساند. اما دروغ چرا؟ بیش از آنکه دلم گرم شود به این عزیزان، غمگینم از این راه درازی که هنوز در پیش داریم و «ناتوانی این دستهای سیمانی»!
نوشته شده توسط آریا در آوریل 27, 2010 در 2:35 ب.ظ.
شما تفاوت های شرق و غرب ات رو بنویس تو دعوای ما بزرگتر ها دخالت نکن.
اصغری، بر و بچا رو جمع کون گرد گیری داریم! نفس کششششش
نوشته شده توسط cafekalame در آوریل 27, 2010 در 7:43 ب.ظ.
آهان! بله! همون تو!
نوشته شده توسط زلزله ای که آمد! « آتون، درخشنده جاودانی در آوریل 27, 2010 در 7:29 ب.ظ.
[...] ناتوانی این دستهای سیمانی [...]
نوشته شده توسط مینا تهرانی در آوریل 27, 2010 در 10:20 ب.ظ.
در علم آمار معمول است که نتایج بسیار دور از میانگین را در نتیجه گیری نهایی حذف می کنند.یعنی به عبارتی استثناها در نتیجه گیری تاثیری ندارند.عموما ما هم به طور ناخودآگاه در نتیجه گیری هایمان به همین سبک و سیاق عمل می کنیم.پس وقتی می گوییم «همه» این «همه» به معنای اکثریت قریب به اتفاق است ، نه «همه» ی واقعی.
منبع:
http://adamizadi.blogspot.com/2010/04/blog-post.html
http://adamizadi.blogspot.com/2010/04/blog-post_19.html
این دوتا نوشته های یه مرده.فکر می کنم به این موضوع مربوط باشه.
نوشته شده توسط cafekalame در آوریل 27, 2010 در 10:39 ب.ظ.
ممنون. نوشته ها رو خوندم و موافقم. امیدوارم خانم شادی صدر هم زیر نوشته اش این جمله رو اضافه کنه که منظورش همه نبوده، بلکه اکثریت بوده. اما باز هم اون نوشته مشکلات دیگه ای هم داره. همون یک تنه به قاضی رفتن و دیگران رو متهم کردن. من کاملا موافقم که این یه مشکل فرهنگی مهمه و زنان زیادی آزار می بینن. ولی باید نقش زنان و سایر عوامل اجتماعی که منجر به این پدیده میشه رو هم بررسی کرد.
نوشته شده توسط شهره در آوریل 28, 2010 در 11:50 ق.ظ.
خیلی خوب نوشته بودی آناهیتا حان.
نوشته شده توسط cafekalame در آوریل 28, 2010 در 11:57 ق.ظ.
ممنون.
نوشته شده توسط زنان علیه مردان « Cogito در آوریل 28, 2010 در 7:08 ب.ظ.
[...] ناتوانی این دستهای سیمانی [...]
نوشته شده توسط گمنام در مه 1, 2010 در 4:04 ب.ظ.
متاسفانه بنیادگراها همدیگر را تقویت میکنند. خانم صدر با این موضع بنیادگرایانه ( و من اینجا بنیادگرایی را به عنوان فحش و ناسزا بکار نمیبرم. بنیادگرایی تعریف علمی دارد.) بنیادگرایان جبهه مقابل را تقویت کرد. شد انترناسیونال بنیادگراها. بنیادگراهای جهان متحد شوید. این برخورد اصل صورت مساله را پاک میکند و هیچ کمکی هم به حل مساله نمیکند.
نوشته شده توسط cafekalame در مه 1, 2010 در 4:36 ب.ظ.
موافقم. امیدوارم البته اینطور نشه.
نوشته شده توسط آدمیزاد در مه 4, 2010 در 10:28 ق.ظ.
به نظر من مشکل در نحوه ی بیان خانم صدر و مسئله ی لحن و تعمیم نیست. مشکل اصلی در سوء برداشت یک شکواییه و تلقی کردن اون به عنوان یک مطلب نحلیلیه!
با روحیه ای که من توی تفکر شما از روی این نوشته ها می بینم، خیلی مورد انتظاره که از متن خانوم صدر خوشتون نیومده باشه.
اگه بخوایم یک علت منطقی و خالی از هرگونه توهم توطئه برای این جریانات فرض کنیم، نا آشنایی مردان و زنان ما با ادبیات همدیگه بوده.
نوشته شده توسط cafekalame در مه 6, 2010 در 4:18 ب.ظ.
خوب من هر کاری می کنم نمی تونم اون متن رو یه شکواییه ببینم. قبول دارم تحلیلی هم نیست. ولی به نظر من قصدش مطرح کردن یه موضوع اجتماعی بوده و درواقع می خواسته بگه به خودمون بیایم و اصلاح رو از خودمون شروع کنیم. ولی بسیار بد این حرف رو زده و این بد گفتنش هم با عکس العملهای بعدیش بدتر هم میشه.
مهم این نیست که من از نوشته خانم صدر خوشم بیاد یا نه. ممکن بود اگه این تعمیم و خشم را نداشت، من بازهم خوشم نمیومد. اما الان موضوع متنیه پر از اشتباه از کسی که داعیه دفاع از حقوق زنان رو داره. و این موضوع ناراحت کننده است.